ابراهيم عاملي ( موثق )
472
تفسير عاملي ( فارسي )
سخن مفسّرين : « الَّذِينَ يَخُوضُونَ » 68 طبرى : مجاهد گفت : يعنى آنها كه آيات خدا را دروغ مىپندارند ، فضيل عياض از ليث روايت كرد كه ابو جعفر ( شايد مقصود امام باقر ( ع ) باشد مترجم ) . گفت با مردم جدلى و اهل خصومت همنشين نشويد كه آنها مشمول مفاد اين آيه هستند ، « الَّذِينَ يَخُوضُونَ » ابن جريج گفت : مشركين دوست داشتند كه سخن پيغمبر را بشنوند ، و چون مىنشستند و ميشنيدند ، مسخره ميكردند ، اين آيه نازل شد . مجمع : اين آيه خطاب بپيغمبر ( ص ) است و بعضى گفتهاند : روى سخن با آن حضرت است و مقصود ديگران هستند ، و خوض بمعنى اخلال در سخن براى بازى و مسخره تا نفهمند و مطلب روشن نشود ، « فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ » 68 - مجمع : چون اگر كسى را مجال بدهند كه در مطلبى بحث و مسخره كند ، از قدر و منزلت آن مطلب كاسته مىشود ، از اين جهت امر شده است كه پيغمبر اعراض كند تا آنها در اين آيات خدا مجادله و استهزا نكنند و ارزش آن را فرود نياورند . « فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى » 68 مجمع : جبّائى گفته است : يعنى پس از آن كه به تو ياد آور شديم كه از كافران اعراض كنى ، پس همنشين مشو ، و ابى مسلم گفته است يعنى پس از آن كه به آنها يادآورى كنى و دعوت شان كنى بدين اسلام و خلاصه ى جمله اين است كه اگر در گوش آنها ميرود پند و دعوت بگو ، و گر نه از آنها اعراض كن و رو بگردان ابو القاسم بلخى گفته است : پيغمبر ممنوع بود از مجالست و بحث با كافران ، ولى مسلمين مجاز بودند ، و چون اسلام رونق گرفت و مسلمين زياد شدند همنشينى با كافران ممنوع شد به اين آيه « فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ » . ابو الفتوح نوشته است : ابو القاسم بلخى گفت : اين آيه دليل مىكند كه سهو و نسيان بر پيغمبران روا باشد بخلاف آنكه رافضه گويند ، و اين چيزى نيست كه او